پیک یاددهی ویادگیری (5) یادگیری درحد تسلط
باسمه تعالي
تعريف آموزش براي يادگيري در حد تسلط
روش آموزش براي يادگيري در حد تسلط بر يك فرض اساسي استوار است كه با فرض هاي سنتي متداول در آموزش و پرورش مغاير است. فرض زير بناي روش يادگيري در حد تسلط اين است كه اگر شرايط مناسب آموزشي فراهم شوند و زمان كافي در نظر گرفته شود، همه يا تقريباً همهي يادگيرندگان مي توانند همه يا تقريباً همة هدف هاي آموزشي يك درس را بياموزند، يعني بر آن تسلط يابند.( بلوم، 1982، ترجمة سيف، 1363؛ گاسكي و گيتس، 1986). پيشترها عقيدة رايج در آموزش و پرورش مغاير با فرض بالا بود و چنين تصور مي شد كه، نظرية زير بناي روش آموزش براي يادگيري در حد تسلط ابتدا در مدل يادگيري جان كارول ( 1963، 1965) ارائه شد، و بعدها اين نظريه به وسيلة بلوم(1968) گسترش يافت و به صورت يك روش آموزشي با نام روش يادگيري در حد تسلط يا تسلط آموزي تدوين گرديد.
طبق مدل يا الگوي يادگيري كارول، يادگيري آموزشگاهي پديدهاي مبتني بر زمان است. يعني هر چه زمان يادگيري بيشتر باشدمقدار يادگيري نيز بيشترخواهد بود.كارول، برخلافروانشناسان پيش از او، استعداد را نه به عنوان يك پديدة ثابت ارثي، بلكه به يادبگيرند، مشروط بر آنكه به آنان وقت لازم براي يادگيري داده شود، هز زمان كه نياز به كمك داشته باشند به آنان كمك بشود، و براي حد تسلط يك ملاك مشخص وجود داشته باشد. از آنجا كه تسلط يابي يك مفهوم كليدي در اين روش آموزشي است ابتدا اين مفهوم را توضيح مي دهيم.مفهوم تسلط
منظور از تسلط مقدار يادگيري واقعي يادگيرنده است. بنابراين، تسلط هم به بازده مطلوب يادگيري و هم به سطح قابل قبولي از عملكرد كه حاكي از توفيق در يادگيري باشد اشاره مي كند. معني اين سخن آن است كه يادگيرنده يا بر بازده يادگيري تسلط مييابديا در تسلطيابي شكست مي خورد. يعني در رسيدن به حد تسلط درجات مختلف وجود ندارند.
مفهوم تسلط به مفاهيم كفايت و مهارت نزديك است، اما با آنها فرق دارد. تسلط يافتن، بخشي از كفايت يافتن و ماهر شدن است ولي با آنها يكي نيست. آندرسون و بلاك (1977) كفايت را يك مفهوم دوبعدي مي دانند. بعد نخست آن تسلط است. تسلط عنصر ذهني كفايت است. يادگيرندة با كفايت است. پس، گرچه تسلط مبناي اعتماد به خود و در نتيجه مبناي كفايت را در فرد تشكيل مي دهد، اما تسلط و كفايت در عين حال كه دو مفهوم مرتبط هستند ولي مستقل از يكديگرند. هر چند كه تسلط به اثر بخشي فرآيند يادگيري در ايجاد يادگيري مطلوب اشاره مي كند، مهارت به كارآمدي استفاده از يادگيري، پس از آنكه يادگيري انجام گرفت، دلالت مي كند. براي مثال، يك دانشجوي روانشناسي پرورشي را در نظر بگيريد كه به او آموزش داده مي شود تا اصول انگيزشي معيني رادر طرح آموزشي خود به كار بندد. وقتي كه از او خواسته مي شود اين كار را انجام دهد، در ابتدا كار او با ترديد و احتياط همراه است و به كندي انجام مي گيرد. اما نتيجة كار او حاكي از آن است كه قادر به استفاده از اصول مورد نظر بوده است. پس از گذشت زمان و تكرار اين عمل از جانب آن فرد، كار او نسبتاً با سرعت و كارآمدي انجام مي گيرد. پس، گفته مي شود، او در كار خود ماهر شده است. مهارت به دنبال تسلط مي آيد، يعني شخص بايد ابتدا بركاري تسلط يابد تا بعد بتواند در آن ماهر شود. مي توان گفت كه يادگيرندگان از راه تمرين كردن يادگيري هايي كه قبلاً بر آنها تسلط يافتهاند مهارت كسب مي كنند. بنابراين، مهارت شبيه مفهومي است كه روانشناسان آن را « پرآموزي» نام نهادهاند، دركسي است كه بر مطلب تسلط يافته است. با وجوداين كفايت علاوه بر تسلط، شامل كسب اعتماد به خود يا حس مقابله با مشكل نيز هست. اين اعتماد به خود عنصرعاطفي كفايت حالي كه تسلط يافتن همان« يادگيري اصلي يا اوليه» است. بنابرآنچه گفته شد، رابطة ميان تسلط، كفايت و مهارت از اين قرار است: تسلط پيش شرط كفايت و مهارت است. پيامدهاي مثبت عاطفي همراه با تسلط يابي سبب مي شوند كه فرد به كفايت برسد، و از راه تمرين و استفادة مكرر از آموختههاي خود، فرد با كفايت به فرد ماهر تغيير مي يابد.
مراحل آموزش براي يادگيري در حد تسلط
روش آموزش براي يادگيري درحد تسلط بر اساس الگوي كلي آموزش شامل 8 مرحله به شرح زير است.
1- تعيين هدفهاي آموزشي
نخستين مرحلة روش آموزش براي يادگيري در حد تسلط، مانند نخستين مرحلة ساير روشها تعيين هدفهاي آموزشي درس است. البته در روش آموزش براي يادگيريدرحد تسلط نيز بر هدفهاي آموزشي دقيق با هدفهاي رفتاري تأكيد ميشود. بنابر اين معلم در آماده سازي مقدمات كار خود و پيش از ورود به كلاس درس و تدريس با روش آموزشي مبتني بر يادگيري در حد تسلط، لازم است هدفهاي آموزشي خود را در قالب هدفهاي دقيق رفتاري تهيه نمايد.
2- تعيين رفتارهاي ورودي و سنجش آغازين
بعد از تهية هدفهاي آموزشي، معلم بايد به تهية رفتارهاي ورودي براي هدفهاي آموزشي خود اقدام كند. براي اين منظور، لازم است همة هدفهاي خود را به دقت مورد بررسي و تحليل قرار دهد و اطلاعات و مهارتهاي پيش نياز ضروري براي يادگيري آنها را تعيين نمايد و آنها را به صورت رفتارهاي ورودي بنويسد.پس از تعيين همة رفتارهاي ورودي مورد نياز هدفهاي آموزشي درس، نوبت به تهية سنجش آغازين يا ارزشيابي آغازين مي رسد. هدف از اين ارزشيابي آن است كه معلم، پيش از شروع به آموزش، تعيين كند كه دانش آموزان آمادگي لازم را براي شروع كردن درس تازه دارند يانه، تا اگر براي اين منظور آمادگي كافي نداشته باشند ابتدا در آنان آمادگي لازم را ايجاد نمايد.
3- تعيين حد تسلط
در روش آموزش براي يادگيري در حد تسلط، علاوه بر ارزشيابي آغازين يا سنجش آغازين دو نوع ارزشيابي ديگر يعني ارزشيابي تكويني و ارزشيابي تراكمي مورد استفاده قرار مي گيرند كه براي هر دوي آنها تعيين حد تسلط ضروري است. ارزشيابي تراكمي يا همان آزمون جامع نهايي معمولاً در پايان درس اجرا مي شود و نتايج آن براي تعيين اينكه يادگيرندگان در يادگيري مطالب درسي به حد تسلط رسيدهاند يا نه مورد استفاده قرار مي گيرند. ارزشيابي تكويني در پايان هر مرحله يا واحد آموزشي اجرا
مي شود، و هدف آن تعيين نقاط قوت و ضعف فعاليت ها و تدابير آموزشي معلم و كوششهاي يادگيري دانش آموزان است. اين دو نوع ارزشيابي به نوعي ملاك يا معيار عملكرد نياز دارند كه نشان دهد يادگيرندگان در يادگيري هدفهاي آموزشي به حد تسلط رسيده انديا نه. بلاك(1972) براي تعيين ملاك عملكرد در رسيدن به حد تسلط گفته است كه اين ملاك بايد داراي ويژگي داراي ويژگيهاي زير باشد:الف- مبتني بر همان تصميم و ارزشي باشد كه انتخاب هدفهاي آموزشي بر آن استوار است.
ب- به نحوي انتخاب شود كه معلم بتواند آن را از لحاظ منطقي يا تجربي بر ساير ملاكها ترجيح دهد.
پ- طوري تعيين شود كه وقتي منابع انساني ، مادي و زماني در اختيار يادگيرندگان قرار دارند آن ملاك قابل دستيابي باشد.
4- تعيين واحدهاي آموزش- يادگيري
در روش آموزش براي يادگيري در حد تسلط معلم بايد محتواي درس خود را به يك رشته واحد آموزش- يادگيري تقسيم كند، طوري كه هر واحد در بر گيرندة تعداد اندكي هدف آموزشي باشد . تسلط يافتن دانش آموز يا دانشجو بر اين رشته تكاليف منجر به تسلط يابي او بر كل هدفهاي آموزشي درس خواهد شد.براي تعيين واحدهاي آموزش- يادگيري دست كم دو راه وجود دارند. يكي آن است كه با مراجعه به محتواي كتاب هر يك جزء يادو سه جزء مرتبط به هم محتوا را كه داراي هدفهاي متجانس هستند يك واحد آموزش- يادگيري فرض كنيم. راه ديگر استفاده از فصل ها يا بخشها به عنوان واحدهاي آموزش- يادگيري است. البته اگر فصلها خيلي مختصر باشند ميتوان از دو سه فصل مربوط به هم به عنوان سبك واحد استفاده كرد، واگر فصلها خيلي مفصل باشند مي توان آنها را به چند واحد تقسيم كرد.
(ادامه در پیک ۶)
بازدید ازدبستان های نشاط بلداجی و امام محمدباقر (ع) سورشجان
بازدید ازمدارس مجری طرح جابربن حیان لردگان وسامان وبلداجی
پيك ياددهي ويادگيري (4)روشهاي مطالعه
باسمه تعالي
پيك يادگيري (۴)
ب) بخش حين مطالعه:
هنگامي مي توان به اجراي مراحل اين بخش پرداخت كه مراحل پيش مطالعه طي شده باشد در غير اين صورت نميتوان به كسب بازدهي مطلوب نايل شد، اين بخش شامل 1- مطالعه و يادداشت برداري 2- بازنگري و بازخواني براي رفع اشكال3- بازيابي و سنجش خود ميباشد كه به توضيح هر يك خواهيم پرداخت.
1- مطالعه ويادداشت برداري:
در اين مرحله با سرعتي متناسب با متن به مطالعه مي پردازيم بخشهاي ساده وتكراري وتوضيحي را با سرعتي بيشتر و بخشهايي كه سنگين تر وحاوي اطلاعات تازه است با سرعتي متعادلتر مي خوانيم. به تدريج كه به خواندن متن ادامه مي دهيم نكات كليدي را استخراج ميكنيم ومي نويسيم تا جايي كه تمامي شاخه هاي اصلي ونكات مرتبط با آن گنجانده شود اين نكات بايد بيانگر تماميم متن مورد مطالعه باشد.بايد توجه شود كه با كمترين كلمات بتوان مطالب بسياري را بازيابي كرد. بهترين زمان براي استخراج و نوشتن نكات كليدي همزمان با مطالعه اصلي است.
ثبت نكات كليدي مي تواند بلافاصله پس از درك نكته كليد و يا در پايان خواندن عبارتهاي مرتبط باآن و يا در پايان خواندن يك يا چند بند صورت گيرد.
2- بازنگري و بازخواني براي رفع اشكال:
پس از مطالعه متن به بازبيني يادداشتها وبازيابي متن مي پردازيم چنانچه به نقطه مبهمي برخورديم به رفع ابهام و اشكال ميپردازيم.
3- بازيابي و سنجش از خود:
در اين مرحله به بازيابي و امتحان از خود مي پردازيم بدين منظور بخشهاي مختلف متن را در ذهن خود مرور مي كنيم و با طرح سؤالاتي از خود در رابطه با مطالب آن از به خاطر سپاري كامل مطالب و ثبت شكل آن در ذهن اطمينان حاصل مي كنيم.
پ- بخش پس از مطالعه:
از مراحل يادآوري و مرور به شمار مي آيد كه در آن حافظه مورد توجه است و كورتكس يا قشر خاكستري مغز فعال مي گردد. مرحله مرور در چندين نوبت صورت ميگيرد واهميت آن در افزايش زمان پايداري مطالب در حافظه است آنچه در مرحله مرور انجام مي گيرد به معناي يادگيري مطالب نيست در اين مرحله تنها اقدام به مرور و يادآوري مطالب مي گردد مراحل قبل به خاطر سپاري، محدود به حافظه كوتاه مدت بوده است و براي ثبت و پايداري دائمي مطالب در حافظه، نياز به انتقال آن مطالب از حافظه كوتاه مدت به حافظه بلند مدت است كه اين امر بواسطه مرور انجام مي پذيرد و به عبارتي ديگر در مرحله يادگيري 90% كار و انرژي صورت پذيرفته است و يك گام ديگر مانده است تا تمامي آن 100% اطلاعات كسب شده پايدار بماند. اگر در برداشتن اين گام آخر سستي كنيم نتيجه آن بر باد رفتن تمامي دستاورهاي و زحمات خواهد بود. حافظه كوتاه مدت قادر به نگهداري مطالب بيش از دو روز نميباشد و تنها آن گروه از اطلاعات باقي خواهند ماند كه به صورت ارادي و آگاهانه يا غير ارادي و ناخودآگاهانه به حافظه بلند مدت انتقال يافته باشد. نخستين مرور، بايد بلافاصله پس از درس باشد، بارهاي پسين را مي توان به اوقات ديگري با زمانهاي طولاني، چون يك روز، يك هفته يا يك ماه آينده واگذار كرد.
مطالعه بر مبناي نظام مطالعه برتر برداشتي بيشتر با صرف زمان و انرژي كمتر به همراه دارد وتواني بي انتها را به ارمغان مي آورد و دنياي پرفروغ را در مقابل ديدگانمان هويدا ميسازد.
برگرفته از كتاب:
يادگيري خلاق
در ك خلاقانه و به خاطر سپاري هميشگي تمامي مطالب
ف. شجري
( انجمن قلم ايران)
علاقه و مطالعه ثمر بخش:
مطالعه ثمر بخش از دو عامل متأثر است. يكي علاقه نسبت به مطلب خواندني، ديگر كاربرد ماهرانه فنون مطالعه علاقه نسبت به مطلب خواندني سبب مي شود تا شخص به مطالعه بيشتر بپردازد مطالعه بيشتر منجر به بهتر شدن فنون مطالعه مي شود، كاربرد فنون بهتر مطالعه را آسانتر، سريعتر و لذت بخش تر مي سازد در نتيجه علاقه خواننده نسبت به مطالعه افزايش مي يابد و سبب مي شود تا او به مطالعه بيشتر بپردازد از خواندن مطالبي كه بايد بخواند دوري نكند و در زمان كمتر مطالب بيشتري را بخواند.
روش هاي مطالعه:
روش 1- خواندن اجمالي
هدف از خواندن اجمالي دست يافتن به نكات ومطالب مهم كتاب و كشف ساختمان مواد و مطالب در يك زمان كوتاه با سرعت زياد است. روش خواندن اجمالي مبتني است بر يك نمونه گيري سريع از نكات اساسي وصرف نظر كردن از جزئيات.
روش 2- تند خواني
هدف از تند خواندن يا سريع خواندن يك كتاب كسب يك آشنايي كلي با مطالب كتاب از طريق مرور كتاب با يك سرعت فوق العاده زياد است. نتيجه كار يك آگاهي خيلي وسيع ولي نه خيلي دقيق از محتواي كتاب يا مطالب خواندني است.
روش 3- عبارت خواني
هدف عبارت خواني افزايش سرعت مطالعه است از طريق خواندن عبارات و جملات به عوض خواندن كلمات و در نتيجه افزايش سرعت و درك مطلب.
روش4- دقيق خواني
هدف دقيق خواني درك كامل مطالب خوانده شده و نگهداري آنها به طرزي منظم و منظمي در حافظه است به طريقي كه يادآوري آنها براي استفاده هاي بعدي ميسر باشد فنون اساسي روش دقيق خواني عبارتند از: سازمان دادن- حاشيه نويسي وعلامت گذاري و خلاصه كردن.
روش5- خواندن تجسسي
هدف خواندن تجسسي افزايش دامنه تمركز حواس و درك عميق تر معاني است.
روش 6- خواندن انتقادي
هدف از خواندن انتقادي دستيابي به قضاوت مستدل ودرگيري عميق تر با مطالب از طريق تجزيه و تحليل معاني است.
روش7- خواندن برايدركزيبايي و جنبههاي هنري :مطلب هدف از خواندن براي درك زيبايي افزايش آگاهانه و لذت بردن از كارهاي هنري است.
گزينش يك شيوه مطالعه:
خواندن يك فعاليت پيچيده است و هيچ روشي به تنهايي نمي تواند پاسخگوي همة موفقيتها باشد همة انواع مطالعه نيازمند به تركيبي از فنون و روش هاي مطالعه هستند. براي انتخاب بهترين تركيب روش ها و فنون مطالعه ابتدا به طور صريح منظور خود را از خواندن و همچنين نوع مطلبمورد مطالعه مشخصكنيد بعدتعيينكنيد كهكدام فنون و روشها به بهترين وجهي منظور شما را تأمين ميكندزماني كه انجام اين كار لزوم دارد در مقايسه با پيشرفتي كه بعداً در سرعت و دقت مطالعه براي شما ايجاد ميكندناچيزاست.
اقتباس از كتاب: روشهاي يادگيريومطالعه: دكترعلياكبرسيف
بازدید ازمدارس مجری طرح جابربن حیان درشهرستان کوهرنگ
بازدید از مدارس ابتدایی ومدارس مجری طرح جابربن حیان درشهرستان بروجن
میلاد مسعود پیامبر اکرم (ص) وامام جعفر صادق (ع) برعموم مسلمین مبارک باد.